نورعلی الهی، معروف به استاد الهی (۱۲۷۴-۱۳۵۳ هجری شمسی)، متفکر و عارفِ نو اندیش، موسیقیدانِ برجسته، و میراثدارِ معنویتی دیرین، که در کنار شغل قضاوت، مکتبِ تازهای در معنویت بنا نهاد، و در ایجادِ آن سر و کارش بیشتر با ذاتِ معنویت بود تا ظاهر آن؛ و بر این اساس به آزمونی پرداخت که حاصلِ آن را «جوهرکشی از تمامی ادیانِ الهی» نامید. مکتبِ استاد الهی سیستمی برای پروراندن روح در «راهِ کمال» است، که بر طبقِ آن، روحِ انسان، در برخورد با جهانِ مادی، ورزیده و هشیار میشود، و توانایی مییابد که مقدماتِ «سیرکمال» را در همین جهان در وجودِ خود پی ریزی کند. سیر کمالِ روح بعد از مرگِ جسم ادامه مییابد و برای رسیدن به منزلِ آخر یا مقامِ کمال، چه بسا بارها ناگزیر از بازگشت به این عالم شود. کمال، از دیدگاهِ استاد الهی، فعلیت یافتنِ یکایکِ استعدادهایِ انسانی فرد است، که تحققِ آن بدون شناختِ خود ممکن نیست.
سیر کمالِ روح، مستلزم کسبِ فضایلی است که، در عمل، وابسته به تغذیهی روح از حقیقتِ اخلاقِ الهی، یعنی شناخت و رعایتِ حقوقِ خود و غیرِ خود، و عمل به وظایفِ ناشی از آنهاست- کاری که دو رکنِ اساسی آن، مبارزه با نفسِ اماره و خدمت به خلق است، که میشود آن را در این دستور الهی دیرین خلاصه کرد: آنچه به خود نمیپسندی به دیگران مپسند.
اما این روندِ کمال، صورت نمیپذیرد، مگر آنکه «دانشجویِ سیرِ کمال» ناظر به عالمِ بالا باشد، از توجه به مبدأ غافل نماند، نیتش در همه کاری رضایِ خدا و اتصالِ به اصل باشد.
معنویت، از دیدگاهِ استاد الهی، رفتاریست سازگار با علم و عقل، ملازم با آزمون و خطا، و مبتنی بر فعل و انفعالاتِ درونِ انسان که بناست به بلوغ یا کمال روح بینجامد.



