نبوغ استاد الهی اختصاصاً در عرصهی معنویت و عرفان و موسیقی تبلور یافت. استاد الهی عالِمِ ژرفبینی در علم الهیات بود و شناخت عمیقی در زمینهی معنویت و مسائل روح داشت. اما چشمگیرتر از آن، تلفیق شیوهی عالمانهاش با تجارب عمیق درونی به قصد سیركمال روحی بود. جنبهی عملی و ملموس شیوهی معنویاش موجب شد تا به کشفیات بسیاری دست یابد که حاصل مشاهدات و تجربیات شخصی بود نه واكاویهای صرفاً فلسفی. گرچه سبک مَدرسی، گویای شناخت عمیق او از دین و فلسفه است، ولی ابعاد اندیشهاش از حدود مباحث سنتی فراتر میرود. كلامش نه فقط ناظر به عمومیت تجربهای است كه هر انسانی در عمق ضمیرش از آن سهمی دارد، بلكه تمامی انسانها را فارغ از محدودهی جغرافیایی و فرهنگی در بَر میگیرد.
اندیشهی استاد الهی كه در نوشتههای او و بیشتر به صورت گفتارهایی در جمع نزدیكان و دوستان، بیان میشد، همراه با جاذبهی شخصیت معنوی او، سبب شد كه در طول عمرش افراد پرشماری او را تحسین و تقدیس كنند، اما او چنان از نشانههای بیرونی تکریم و تقدیس كه چنین پایگاههایی غالباً ایجاب میكند، گریزان بود كه گویی فردی عادی و معمولی است.
در مقام یك استاد موسیقی مهارتهای خارقالعادهاش دست كمی از تواضعِ مهرآمیزش نداشت. با وجود نبوغش در موسیقی هرگز آن را وسیلهی كسب شهرت نساخت. خلاقیت نامحدودش، سنت کهن تنبورنوازی را نو کرد و تعالی بخشید. موسیقی نقشی اساسی در زندگانی استاد الهی ایفا کرد (روزی نبود که چند ساعتی به موسیقی نپردازد)، اما كاربرد آن برای او صرفاً جنبهی معنوی داشت. تنبور برای او ابزاری برای توجه به مبدأ بود و زبانی برای نیایش.



